پاسخ این سوال را در کتاب پدر پولدار، پدر بی پول به روایت رابرت کی یوساکی و با ترجمه غلامحسین سدیرعابدی بررسی می‌کنیم. کتاب پدر پولدار، پدر بی پول در بین مطالب خود،  بیشتر از همه به فضای آموزش سرمایه گذاری و هوش مالی می‌پردازد. نویسنده اظهار دارد که دانش خود را مدیون دو پدر است، پدر اولی در واقع پدر واقعی اوست که معلمی باهوش و بسیار محبوب بود، اما در عین حال فقیر و تهی دست بوده است. در حالی که پدر دوم وی، در واقع پدر دوست صمیمی او بوده است که دارای ثروت زیاد و هوش مالی قوی بود و نویسنده شیفته تربیت او نسبت به فرزندش شده بود.

در کتاب پدر پولدار، پدر بی پول می‌خوانیم که هر دوی این افراد دارای مقام اجتماعی بالا و در شغل خود نیز موفق بودند؛ با این تفاوت که پدر واقعی نویسنده دارای دکتری تخصصی بود و پدر دوم، حتی هرگز کلاس هشت را هم تمام نکرد. این درحالی است که پدر واقعی نویسنده تمام عمرش را پی کارکردن بود و پدر دوم یکی از ثروتمندترین مردان هاوایی شناخته می‌شد.

اما مقایسه این دو مرد بابت این بوده است تا متوجه بشویم چگونه به استقلال مالی برسیم. در ابتدا باید بدانیم درست است پول همه چیز نیست اما جایگاهش آنقدر بالا است که به مثال اکسیژن، شناخته بشود پس باید به اندازه کسب موفقیت‌های بزرگ تلاش کنید تا پاسخگوی رویاهای خود باشید.

شما به وسیله قدرت و اشتیاق خود هر روز به دارایی های مالی خود اضافه می‌کنید و شما باید بدانید ثروتمندان برای پول کار نمی‌کنند بلکه پول را در خدمت خود می‌گیرند. برای توضیح بیشتر نویسنده کتاب پدر پولدار، پدر بی پول مثالی می‌زند که در آن از مقایسه شغلی دو پدر خود حرف زده است. یعنی اظهار داشته است که پدر من، امنیت شغلی  و تحصیل را در الویت قرار می‌داد و فکر می‌کرد همه چیز است اما از نظر پدر دوم و پولدار من، آموزش مهارت و کسب و کار در هر شرایطی الویت اصلی است تا ثروت بالاتری داشته باشید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید